جایگاه استدلال
انسان قادر است از به هم پیوستن معلومات خود، مجهولات را کشف کند و از دانسته هایش به ندانسته هایش برسد. در این جهت استدلال می تواند با ترکیب قانونمند قضیه(های) معلوم برای رسیدن به قضیه(های) تازه کمک زیادی نماید.. در استدلال، ذهن بین چند قضیه، ارتباط برقرار میکند تا از پیوند آنها، نتیجه زاده شود و به این ترتیب نسبتی مشکوک و مبهم به نسبتی یقینی تبدیل شود
استدلال بر سه قسم است:
1. تمثیل
تمثیل سرایت دادن حکم یک موضوع به موضوع دیگر به دلیل مشابهت آن دو به یکدیگر است.
2. استقرا
استقرا نوعی استدلال است که در آن ذهن از جزء به کل سیر میکند. یعنی چند مورد جزئی را مشاهده میکند و سپس یک حکم کلی میدهد. مثلا در چند مورد آب را حرارت میدهیم و میبینیم که در صد درجه سلسیوس میجوشد و از این نتیجه میگیریم که هر آبی در صد درجه سلسیوس میجوشد.
3. قیاس
اما وقتی ذهن از قضیههای کلّی به نتیجههای جزئی میرسد و به عبارت مختصرتر از کلّ به جز میآید، آن را قیاس مینامند. مثال:
«۱. سقراط انسان است.
۲. هر انسان فانی است.
۳. پس سقراط فانی است.»
در استدلال قیاسی از حداقل دو قضیه درست، ضرورتا و بدون هیچ تردیدی قضیه درست دیگری به نام نتیجه به دست میآید.